خرید بک لینک
متواترات ذهن من من هم این جا هستم. ۶ ماه است چیزی این‌جا ننوشته ام. در این ۶ ماه حالم عجیب بود. درگیر بالا پایین‌هایی بودم و هستم در ابهام و بدون تکلیف. نمی‌دانم تا کی قرار نیست خودم سر و سامانش دهم و بسپارمش به دست تخت پاره بر موج. ولی می‌دانم حد تحملم پایین‌تر آمده. بخش جراحی و اطفال را تمام کردم و اکسترن شدم. جراحی را دوست نداشتم. در واقع بیش‌تر جراح‌ها را دوست نداشتم. ۲ ماه اتلاف وقت در بیمارستان. ۸ صبح می‌رفتی و تا ۵ عصر کاری برایت تعریف نشده بود ولی حضورت مهم بود! شنید

برچسب: نویسنده: آبتین احمدپور تاريخ: پنجشنبه 26 شهريور 1405 ساعت: 4:05

متواترات ذهن من نمی‌خواهم بمیرم جای عجیبی‌ست اینجا. سوت و کور. همان‌‌طور که دلم می‌خواهد. از شهریور تا الان اینجا چیزی ننوشته ام. از شهریور تا الان آدم دیگری شده‌ام.زندگی‌ام را ادامه دادم و فقط همین.جبر روزگار زنجیرش را دور گلویمان بسته و در این چند ماه فشارش را خیلی بیش‌تر کرده است. برای من شاید کمی از بقیه هم بیش‌تر.ماه گذشته را خوابیدم. تقریبن کل ماه را خواب بودم و در نهایت منجر شد به تصمیمی که خواه یا ناخواه باید گرفته می‌شد.بعد آن هم باز خوابیدم! تا در زمان حاضر که دیگر

برچسب: نویسنده: آبتین احمدپور تاريخ: پنجشنبه 26 شهريور 1405 ساعت: 4:05

صفحه بندی